
.
مقدمه بر خدامداری « ۲ »
یافتیم که انسان ، با خوردن و ایجاد « بو » در بدن ، از دانش جدا شده و از حقیقت دور افتاده است .
حالا دیگر در فهم الهی نیست ! در فهم فرهنگی است .
با خوردن و آلوده شدن ، سدی جلوی چشم و گوش و فهم فطری و الهی خود زده است .
فهم الهی او و ارتباط او با حقیقت، دچار کاستی و ضعف شده است. مثل وقتی که بخار جلوی شیشه ماشین را گرفته و راننده توان دیدن بیرون را ندارد .
او فقط با چشم سر می بیند وفقط با گوش سر می شنود .
اومی توانست با گوش دل هم بشنود حتی با گوش الهی اما دیگر نمی تواند .
.
این انسان ، حالا محروم از دانش حاضر و امکانات بهشتی حاضر است.
.
او با قبول حرف شیطان که او را به خوردن دعوت کرد از آگاهیها دور افتاده است .
اما بیکار ننشسته و مرتب چیزهایی را بنام آگاهی می بافد! مثلا فکر می کند که انسان جایزالخطا ست.
یا فکر می کند که خدا ما را آزمایش می کند تا ببیند ما چطور آدمی هستیم !
یا فکر می کند وقتی بخشی از خواص اسطخودوس را می داند حالا دیگر به همه خواص آن دست پیدا کرده است .
یا فکر می کند آب فقط برای رفع تشنگی است و با برای کشاورزی یا….
اما نمیداند که فقط با اسطخودوس می شود . مردم دنیا را تا هشتاد درصد از دست دکتر و درمان آزاد کرد .
یا نمی داند که هر جا آب هست دارو هم حاضر و تا درصد بالایی نیازی به دکتر و دارو نیست !
این انسان دور افتاده از دانش ، از شرق تا غرب عالم ، مشغول ساختن حرفها ، ارزشها و ضد ارزشهای سلیقه ای است .
عده ای از آنها هم ، به اعتقاد سازی مشغولند و اگر ده هزار دین داشته باشیم، مردم دنیا با ده هزار عقیده روبرو هستند.
در نتیجه در دنیای انسانهای فعلی ، علم حاکم نیست . فرهنگ حاکم است !
فرهنگ انسان ساخته یا فرهنگ انسانی!
پانصد سالی است که بیشتراز گذشته می کوشد تا خود را از دست فرهنگ آزاد کرده علم را جستجو کند.
در این راه ، خسارتها دیده و دانشمندان بسیاری را از دست داده است اما کوششها هنوز ادامه دارد.
فعلا توانسته با رشد تکنولوژی راه را برای بروز و ظهور علم آماده کند .
اما هنوز به جغرافیای آن وارد نشده است .
باید دقت کرد که تکنولوژی با علم فرق دارد .
و آنچه تا کنون ساخته محصول علم نیست محصول تکنولوژی است .
پس آنچه امروز از ابزارها مثل هواپیما و گوشی و اینترنت می بینیم محصول علم نیست محصول تکنولوژی است .
علم هنوز سر بر نیاورده است .
و انچه بنام دین می گویند – در هر نقطه ای از جهان – چون عین علم نیست دین نیست .
.
اینجا سوالی مطرح می شود.
آیا می توان راهی به علم پیدا کرد !؟
آیا راهی وجود دارد که به دین یا گزاره های دینی با پایه علمی ، دست پیدا کرد !؟
آری!
اما چگونه ؟
.
با عبور از فرهنگ!
با آزاد شدن از دست فرهنگ انسانی !
مثلا با زندگی در دل کوه !
تا از فرهنگ آزاد نشوی حتی نمایی از علم را نخواهی دید .
کاری که محمد .ص. کرد و با موسی .ع
با با آن اتفاق سمبلیک یونس در دل دریا !
گاهی بعضی مثل بودا با جنگل نشینی خود را از فرهنگ جدا کرده آند.
در عین حال بعضی انسانها می توانند در جمع باشد اما از جمع نباشد !
انسانهایی هستند که در میان مردم هستند اما مثل آنها نیستند .
از این آدم ها افرادی که جستجوگر حقیقت هستند می توانند شنیدن با گوش دل و بالاتر را شروع کنند .
پس علم آماده است حاضر است. حضور دارد باید با پس زدن فرهنگ ، آنرا شنید و گاهی حتی دید .
انسان حتی می تواند با وجنه علم گفتگو کند .
.
بنا بر نوع نیاز و نوع علاقه می شود از وجنه علم سوالی پرسید و جوابی گرفت در عالم کشف یا حتی در عالم رویت !
یکی مشتاق فیزیک است دیگری نقاشی یا جامعه شناسی و حتی پزشکی !
اما یک خبر خوب از آینده
.
به دلیل رشد تکنولوژی ، آگاهیها بالا آمده و اشتباهات فرهنگی در حال افشا شدن هستند .
نسل جدید فاصله فکری زیادی با نسل گذشته دارد و نسل گذشته با نسل ماقبل خود .
در آینده فرهنگ در هر بعدی تضعیف شده به تاریخ می پیوندد
از آنطرف حقیقت جویی و دانش ، میدان می یابند .
عقب رفتن فرهنگ انسان ساخته، تا آنجا ادامه می یابد که همه غبار ها از جلوی عینک انواع چشمها ( چشم دل، چشم اشراقی و چشم الهی ) و پرده ها از جلوی انواع گوشها کنار خواهد رفت و انسان قادر خواهد شد تا همه حقیقت را بشنود .
.
« یادمان باشد که حقیقت یک پیام است نه چند پیام »
.
و در آینده معلوم می شود که اتفاقی که برای پیامبران یا حافظ و مولوی و مادر موسی ، افتاد. یک اتفاق کاملا علمی بوده است .
به امید روزی که پاسداران و ماموران فرهنگ انسانی که در هر خانه و هر جا هستند از مواضع غلط خود عقب بنشینند و راه را برای حضور علم و دانش الهی باز کنند .
.
تا در سایه آن فرهنگ الهی و خدا خواسته ، جانشین فرهنگ انسانی و انسان ساخته شود.
الهی آمین
۱۴۰۴/۱۰/۱۲
.
